راهی به سوی آفتاب

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

سوره مانع از جهنّم

29 مهر 1392 توسط طاها

مناظره امام هادي(ع) با پادشاه روم

قیصر، پادشاه روم به یكی از خلفای بنی عباس نوشت، ما در انجیل دیده‌ایم، هر كس سوره‌ای را بخواند كه خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام می‌كند و آن هفت حرف عبارتست از «ثاء»، «جیم»، «خاء»، «زاء»، «شین»، «ظاء» و «فاء». ما، در تورات و انجیل آن سوره را نیافته‎ایم، آیا در كتب خود چنین سوره‎ای را دارید؟ و اگر جواب مثبت است مراد از این حروف هفتگانه چیست؟
خلیفه عباسی، علماء و دانشمندان را جمع كرد و سؤال را مطرح نمود. لكن هیچ یك نتوانستند جواب سؤال را بدهند؛ به ناچار سؤال را از حضرت علی بن محمد بن الرضا ـ علیهم‎السلام ـ پرسید.
حضرت هادی ـ علیه‎السلام ـ فرمود: «آن سوره‎ای كه آنها در جستجوی آن هستند و در كتب آسمانی سابق نیافتند، در قرآن مجید موجود است و آن سوره، «سوره حمد» است كه هیچ یك از این حروف هفتگانه در آن نمی‎توان یافت.»
پرسیدند: «حكمت آن چیست؟ و این حروف علامت چیست؟»
حضرت فرمودند: «ث» اشاره به «ثبور» دارد؛ مراد از «ج» «جحیم»است؟ مقصود از «خ» «خبیث» است و «ز» اشاره به «زقّوم» دارد و «ش» «شقاوت» است و مراد از «ظ» ظلمت است و «ف» اشاره به «فرقت» دارد.»
این پاسخ را برای قیصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسید بسیار مشعوف شد و دانست كه دین حق همان اسلام است و لذا بلافاصله به اسلام گروید.

منتخب التواريخ ص 530


 2 نظر

مناظره امام هادی علیه السلام

29 مهر 1392 توسط طاها

يحيي بن اكثم دانشمند‎ترين قاضي عصر مأمون در بصره بود. وي در احتجاج با امام هشتم ـ عليه‎السّلام ـ شكست خورد. همچنين در حضور مامون، در مناظره با امام جواد - عليه السلام- نيز مغلوب گرديد و هر دو (يحيي بن اكثم و مامون) يقين كردند كه علم و سيادت از مختصات خاندان علوي است.
گرچه يحيي بن اكثم متوجه شده بود كه علم امام هرگز با علم بشر عادي قابل مقايسه نيست، لكن چون شكست‎ هاي سابق او موجب خفّت و كسر شأن او شده بود، همواره سعي مي‎كرد تا روزي انتقام شكست‌ هاي سابق خود را از امام بعد از حضرت امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ بگيرد.

پس از شهادت جواد الأئمه ـ عليه‎السّلام ـ در مجلسي حضرت هادي ـ عليه‎السّلام ـ (امام دهم) را ملاقات كرد و سؤالات و غوامض لا ينحل خود را بدين شرح از آن حضرت پرسيد.


پرسش: در مورد آية‌شريفه: «وَ قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ اليكَ طَرْفُكَ»[ سورة نمل: آية 40] پرسيد: «سليمان تخت بلقيس را خواست و آصف بن برخيا، تخت را پيش از آنكه سليمان چشم بر هم زند حاضر كرد، چگونه سليمان كه پيغمبر بود، بر علوم آصف بن برخيا بي‌اطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر كند؟!»

حضرت امام علی نقی (ع) پاسخ داد: «سليمان پيغمبر در انجام اين عمل خود قادر بود، لكن خواست عظمت آصف بن برخيا را بر مردم روشن سازد و خليفه و جانشين پس از خود را كه از نظر علمي افضليت بر ساير مردم داشته معرفي كند. آصف بن برخيا خليفه و جانشين سليمان بوده وهر چه علم و دانش داشت از مكتب نبوّت سليمان گرفته بود و اين سنّت پيغمبران بوده كه جانشينان خود را به علم و افضليت معرفي كنند.»

پرسش بعد: در آية شريفة «وَ رَفَعَ أبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَ خَرَّوا لَهُ سُجَّداً»[ سورة يوسف:آيه100] مربوط به يعقوب نبي و رفتن او به كنعان نزد يوسف و شناختن فرزند و سجده كردن او با فرزندش براي يوسف است، «چرا يعقوب با اينكه پيغمبر بود به يوسف سجده كرد در حالي كه سجده و خضوع وخشوع مخصوص پروردگار است؟»

ادامه »

صفحات: 1· 2· 3

 1 نظر

«رفاقتی که گسست…

19 شهریور 1391 توسط طاها

 شاید کسى گمان نمی ‏کرد که آن دوستى گسسته شود و آن دو که معمولا همراه یکدیگر بودند، روزى از هم جدا شوند. مردم یکى از آن‌ها را بیش از آن اندازه که به نام اصلیش بشناسند، به نام دوست و رفیقش مى‏شناختند. اغلب وقتى که مى‏خواستند از او یاد کنند، توجه به نام اصلى‏اش نداشتند و می گفتند: “رفیق امام صادق (علیه السلام)”

در آن روز، مانند همیشه همراه امام (علیه السلام) بود و با هم داخل بازار کفش دوزها شدند.

خدمتکار سیاه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حرکت می کرد. در وسط بازار، ناگهان به پشت سر نگاه کرد، ولی خدمتکار را ندید. بعد از چند قدم دیگر دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم او را ندید. سومین بار به پشت سر نگاه کرد، هنوز هم از خدمتکار که سرگرم تماشاى اطراف شده و دور افتاده بود، خبرى نبود.

براى مرتبه چهارم که سر خود را به عقب برگرداند، پس از مشاهده او، با خشم به مادر او دشنام داد و سپس گفت: کجا بودى؟

تا این جمله از دهانش خارج شد، امام صادق (علیه السلام) به علامت تعجب دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانى خویش زد و فرمود:

ادامه »

 نظر دهید »

رفتار یک امام رئوف با دشمنان

18 شهریور 1391 توسط طاها

«با دوستان محبت، با دشمنان مروت»

چگونگی مواجهه با دوستان و شیوه رویارویی با دشمنان، یکی از مهمترین عرصه‌های سنجش اخلاقی هر فرد است. چرا که همان مقدار که محبت ممکن است آدمی را از مسیر حق به بیراهه بکشاند، دشمنی و عداوت نیز (هر چند که به حق باشد)، امکان دارد انسان را به وادی ظلم و تعدی بیافکند. اما هنگامی که رفتار اولیاء خدا با دوستان و شیوه رویارویی آنان با دشمنان را به ترازوی انسانیت و عقلانیت می‌سنجیم، عیاری شگفت آور به آدمی ارائه می‌دهد.

به عنوان نمونه، محبّت امام سجاد (علیه السلام) نسبت به شیعیان و دوستدارانش تا بدان جا رسیده بود که آن حضرت همه روزه براى گنهکاران ایشان طلب مغفرت مى‏کرد. آن حضرت به ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر فرمود:

«من هر روز و هر شب براى گنهکاران از شیعیانم صد مرتبه دعا مى‏کنم؛ زیرا ما در برابر مصائبى صبر مى‏کنیم که از آنها باخبریم، اما شیعیان ما در برابر مصائبى که از (نتایج) آنها بى‏خبرند، شکیبا هستند.»(1)

این حدیث شریف بر میزان دلبستگى امام (علیه السلام) و محبّت ایشان نسبت به شیعیان دلالت دارد؛ تا بدانجا که آن حضرت براى گنهکاران شیعه طلب مغفرت و رضوان الهی مى‏نماید. به راستى کدام نیکى و احسان بالاتر از این نیکى و احسان است؟!

اما در کنار این مهر عمیق، امام زین العابدین (علیه السلام) با شیعیان خود چنان رفتار مى‏کرد تا آنان براى دیگر مسلمانان در پارسایى، تقوا و زهد دینى سرمشق شایسته‏اى باشند. آن حضرت در راه تربیت و تهذیب اخلاق اسلامى شیعیان کوشید و مواعظ و نصایح زیادى فرمود و آنان را بر تقوا و عمل نیک واداشت تا آنجا که به یکى از شیعیان خود فرمود:

«به شیعیان ما بگو: هیچ چیز ایشان را در برابر خداوند بی نیاز نمی کند و همانا ولایت ما اهل بیت شامل حال کسى نمى‏شود؛ مگر کسى که داراى تقوا باشد.»(2)

به راستى پرهیز از محرمات الهى از جمله مهمترین وسایل نجات انسان از عذاب و کیفر الهى است؛ همان طورى که از اثر بخش ترین راههاى رسیدن به ولایت اهل بیت (علیهم السلام) (که خود دژى از دژهاى الهى بودند)، می‌باشد.

همچنین در نقطه مقابل، رفتار امام سجاد (علیه السلام) با دشمنان و کینه‏ وزان و ستمکاران نیز توأم با گذشت و بخشش و احسان و نیکى بوده است.

مورخان مى‏گویند: اسماعیل بن هشام مخزومى، والى مدینه به شدت کینه و عداوت اهل بیت (علیهم السلام) را در دل داشت و در اذیت و آزار امام سجاد (علیه السلام) بسیار کوشا بود. او به خاطر تقرب به حاکمان بنی امیه، پدران بزرگوار امام را بر روى منبر دشنام مى‏داد.

ادامه »

 نظر دهید »

احسان به میزان معرفت

16 شهریور 1391 توسط طاها

عربی بادیه نشین نزد امام حسین (علیه السلام) آمد و عرض کرد: “یابن رسول اللّه ! قرض بزرگی بر گردن من است و از پرداخت آن عاجزم. به خود گفتم از کریم ترین افراد درخواست کمک کنم و کریم تر از اهل بیتِ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیافتم.

امام (علیه السلام) به او فرمود: “اى برادر عرب، سه پرسش از تو مى‏پرسم؛ اگر یکى را جواب دادى، یک سوم و اگر دو پرسش را پاسخ گفتی، دو سوم و اگر همه را جواب دادى، تمامی قرضت را به تو عطا مى‏کنم.”

اعرابی عرض کرد: “یابن رسول اللّه! آیا کسی چون تو که از اهل علم و شرف هستی، از کسی مثل من سؤال می‌کند؟!”

حضرت فرمود: “آری، از جدّم شنیدم که فرمود: “احسان به هر کس باید به میزان معرفت او باشد.”

اعرابی عرض کرد: “هر چه می‌خواهی بپرس، اگر می‌دانستم که پاسخ خواهم داد و اگر نمی‌دانستم، از شما می‌آموزم.”

امام حسین(علیه السلام) فرمود: “بهترین عمل چیست؟”

مرد اعرابی عرض کرد: “ایمان به خدا”

حضرت فرمود: “چه چیز، بنده را از هلاکت می‌رهاند؟”

عرض کرد: “اعتماد و توکل به خدا.”

حضرت فرمود: “زینت انسان به چیست؟”

عرض کرد: “علمى که توأم با حلم و بردبارى باشد.”

فرمود: “اگر این نشد؟”

عرض کرد: “مالى که با جوانمردى و بخشش همراه باشد.”

فرمود: “اگر این هم نشد؟”

عرض کرد: “فقرى که با صبر همراه باشد.”

فرمود: “اگر این هم نشد؟”

عرض کرد: “صاعقه‏اى که از آسمان بیاید و او را بسوزاند؛ چرا که این چنین فردی شایسته این گونه سرنوشتى است.”

امام حسین (علیه السلام) تبسم نمود و کیسه‏اى را که حاوى هزار دینار بود و انگشترى را که نگین آن دویست درهم مى‏ارزید، به وى عطا کرد و فرمود: “اى اعرابى! دینارها را به طلبکاران بده و بهاى‏ انگشتر را در زندگى خود صرف کن."(1)

اعرابى عطاى حضرت را گرفت و گفت: “خدا بهتر مى‏داند که رسالتش را در کجا و در چه خاندانى‏ قرار مى‏دهد."(2)

« برگرفته از کتاب “درر الاخبار"، تألیف: “علامه محمد باقر مجلسی(ره)"»(3)

پاورقی ها:

1- جامع الأخبار، صفحه 381

2- اشاره به آیه 124 سوره مبارکه انعام: “الله أَعلم حیث یجعل رسالته ” سوره انعام، آیه 124.

3- در تهیه این متن از ترجمه فارسی کتاب مذکور که توسط آقایان مهدی حجازی، علی رضا حجازی و محمد عیدی خسروشاهی انجام پذیرفته، استفاده گردیده است.

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 2 نظر

دروازه شهر علم

14 شهریور 1391 توسط طاها

روزی عده‌ای از علمای یهود نزد خلیفه دوم عمر بن خطاب آمدند و گفتند:‌ “ای عمر! تو بعد از محمد، جانشین وی هستی و ما می‌خواهیم از تو سوال هایی کنیم که اگر بتوانی آنها را جواب دهی، معلوم می‌شود که دین اسلام حق و محمد هم رسول خدا بوده است. اما اگر نتوانی به آنها پاسخ دهی، یعنی دین اسلام باطل و محمد هم پیامبر خدا نبوده است.”

عمر گفت: “هر چه می‌خواهید بپرسید.”

علمای یهود گفتند:

1- به ما خبر بده که قفل‌هاى آسمان‌ها چیست؟

2- به ما بگو که کلید آسمان‌ها چیست؟

3- قبری که صاحبش را گردش می‌داد، چه بود؟

4- آن کسی که قوم خویش را ترسانید، اما نه از جن بود و نه از آدمیان؛ چه کسی بود؟

5- پنج کسی که روى زمین راه رفتند، اما در رحم و شکمى به وجود نیامده بودند، چه چیز هایی بودند؟ ..

عمر در حالی که هیچ پاسخی برای سوال‌های آن‌ها نداشت، سرش را از شرمندگی به پایین انداخت.

در این هنگام یهودی‌ها با خوشحالی گفتند: “ما گواهى می‌دهیم که محمد، پیامبر نبوده و اسلام باطل است.”

در این هنگام سلمان فارسی که در مجلس حضور داشت، به علمای یهود گفت: “کمی صبر کنید تا من کسی را نزد شما بیاورم که به تمامی سؤالات شما پاسخ دهد.”

سپس به سوى على بن ابیطالب(علیه السلام) شتافت و گفت: “اى ابو الحسن! به داد اسلام برس.”

امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: “مگر چه شده؟” و سلمان نیز تمام جریان را بازگو کرد. علی(علیه السلام) در حالی که لباس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر تن داشت، وارد مسجد شد. تا خلیفه دوم نگاهش به او افتاد، با خوشحالی گفت: “اى ابو الحسن! به راستی که فقط تو مى توانى پاسخ تمام سؤالات این یهودیان را بدهی.” سپس آن حضرت روبه آنان کرده و فرمود: “هر چه می‌خواهید ‏بپرسید، مشروط بر آن که چنانچه به تمامی سوالات پاسخ دادم، شما هم مسلمان شده و ایمان بیاورید.”

پس علمای یهود پذیرفتند و پس از مطرح نمودن مجدد سؤالات، امیرالمؤمنین(علیه السلام) شروع به پاسخ دادن به آنها نمود:

“قفل آسمان‌ها، شرک به خدا است؛ چرا که وقتى بنده، مشرک به خدا می‌شود، دیگر عملش بالا نمی‌رود.

و کلید قفل‌هاى بسته، شهادت به یگانگی خدا و رسالت رسولش محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) است.

قبری که صاحبش را گردش داد، آن نهنگی بود که یونس پیامبر(علیه السلام) را بلعید و او را در هفت دریا گردانید.(2)

ادامه »

 4 نظر

معرفت آفتاب(4)

28 مرداد 1391 توسط طاها

 

 این همه را گفتیم تا به اینجا برسیم:

آگاهى امیرمومنان امام علی ع به حال شیعیان خود

در زمان امیر مومنان علیه السلام، یکى از شیعیان که نامش رمیله بود بیمار شد، به گونه اى که نتوانست به مسجد بیاید؛ چند روز بعد که حالش بهتر شد به نماز آمد، حضرت امیر علیه السّلام به او فرمود:
اى رمیله بیمار شدى ، سپس اندکى در خود سبکى احساس کردى و به نماز آمدى؟
رمیله گفت : آرى اى سرور من ، شما چطور آگاه شدید؟
حضرت فرمود:
«اى رمیله هیچ مرد و زن مؤمنى نیست که مریض شود مگر اینکه ما نیز ناراحت و غمگین مى شویم ، او دعا نمى کند مگر اینکه ما براى او آمین مى گوئیم ، او خاموش نمى شود مگر اینکه ما براى او دعا مى کنیم ، هیچ مرد و زن مؤمنى در شرق و غرب عالم نیست مگر اینکه ما با او هستیم».
. بحارالانوار، ج 52، ص 17،


این رابطه و احساس معنوی، میان امام موعود و منتظرانش در زمان غیبت، در مرتبه‌ای اعلا وجود دارد. در نامة شریف مولا حضرت مهدی به شیخ مفید آمده است:

«ما بر تمامی اخبار شما آگاهیم و هیچ‌یك از آنها بر ما پوشیده نیست. همانا كه ما در مراعات جان شما كوتاهی نمی‌كنیم و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم كه اگر جز این بود، نابسامانی‌ها و مصیبت‌ها بر سرتان فرود می‌آمد و دشمنان، شما را درهم می‌شكستند».

                                                                                                والسلام
احتجاج طبرسی323/2. شیخ عباس قمی، سفینة‌البحار، ج 3، ص408

برگرفته از کتاب:نشانه ازحمید مشهدی آقایی

 1 نظر

معرفت آفتاب(3)

27 مرداد 1391 توسط طاها

 

حال که سخن به اینجا رسید دریغ است از چشمه جوشان و زلال احادیث رضوی در معرفت امام(علیه السلام )سبویی بر نداریم وجان ودلمان را سیراب نکنیم .امام رضا را حدیثی است نورانی وبس عمیق وقله ی مقام امامت وامام را به زیبایی هرچه از آن روایت آسمانی است:

امامت، نور جهان افروز و آب حيات: «الإمام کالشمس الطالعة للعالم و هي بالأفق بحيث لاتنالها الأيدي و الأبصار. الإمام البدر المنير و السراج الزاهر و النور الساطع و النجم الهادي في غياهب الدجي و البيد القفار و لجج البحار. الإمام الماء العذب علي الظما و الدال علي الهدي و المنجي من الردي. الإمام النار علي اليفاع الحار لمن اصطلي به و الدليل في المهالک، من فارقه فهالک. الإمام السحاب الماطر و الغيث الهاطل و الشمس المضيئة و الأرض البسيطة و العين الغزيرة و الغدير و الروضة»؛

امام همچون خورشيد جهان افروز است و در افق بلندي قرار دارد که دست‌ها و چشم‌ها به او نمي رسد. امام، ماه فروزان و چراغ روشنگر و نور پر فروغ و ستاره هدايتگر در تاريکي‌ها و بيابان‌هاي خالي و دل درياها است. امام، آب گواراي تشنگان و راهنماي هدايت پيشه و نجاتگر از پرتگاه‌ها است. امام، آتشي بر تپه اي داغ است براي کسي که تحمل او را داشته باشد و راهنماي انسان‌ها در هلاکت گاه‌ها است. هرکس از امام جدا شود، هلاک مي‌شود. امام، ابر باران زا است؛ باراني پرپشت و خورشيد فروزنده و آسمان سايه دار و زمين گسترده و چشمه پر آب و برکه و باغ است».

(مجلسي، همان: ج25، ص1

ادامه دارد….

 1 نظر

معرفت آفتاب(2)

26 مرداد 1391 توسط طاها

 

 

اینک به منبع دوم مراجعه می کنیم ،"مفاتیح الجنان” زیارت جامعه کبیره از امام هادی (علیه السلام)برایمان به یادگار گذارده شده است.در این زیارت ،هم با اوصاف امامان شیعه وژرفای مقام الهی آنان آگاه می شویم وهم انتظار آنان را از خودمان می فهمیم .قرائت وتامل این زیارت در همه ماهده مشرفه معصومان (علیهم السلام)توصیه شده است.
در بخش آغازین این زیارت ،پیشوایان خود را چنین می شنایم:


اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ

سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت و مركز رفت و آمد فرشتگان

وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ، وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَاُصُولَ

و جاى فرود آمدن وحى (الهى) و معدن رحمت (حق) و گنجينه داران دانش و سرحد نهايى بردبارى و اصول و اساس


الْكَرَمِ، وَقادَةَ الاُْمَمِ، وَاَوْلِيآءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ، وَدَعآئِمَ الاَْخْيارِ

كرم و بزرگوارى و پيشوايان ملّتها و در اختيار دارندگان نعمتها و ريشه و اصول نيكان و استوانه هاى خوبان

وَساسَةَ الْعِبادِ، وَاَرْكانَ الْبِلادِ، وَاَبْوابَ الاْيمانِ، وَاُمَنآءَ الرَّحْمنِ،

و زمامداران بندگان و پايه ها و ستونهاى شهرها و بلاد و درهاى ايمان و امينهاى خداى رحمان

وَسُلالَةَ النَّبِيّينَ، وَصَفْوَةَ الْمُرْسَلينَ، وَعِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعالَمينَ، وَ رَحْمَةُ

و نژاد پيمبران و زبده (اولاد) رسولان و عترت انتخاب شدگان پروردگار جهانيان، و رحمت

ادامه دارد….

 نظر دهید »

معرفت آفتاب(1)

25 مرداد 1391 توسط طاها

 

می خواهیم از نهج البلاغه ومفاتیح الجنان کمک بگیریم:
ابتدا خطبه 87 نهج البلاغه :آنجا امیرالمومنین در بیان توصیف ائمه چنین گوهر افشانی می نمایند
- اى بندگان خدا همانا بهترين و محبوب‏ترين بنده نزد خدا، بنده‏ اى است كه خدا او را در پيكار با نفس يارى داده است،

آن كس كه جامعه زيرين او اندوه، و لباس رويين او ترس از خداست، چراغ هدايت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمدهو دورى ‏ها و دشوارى ‏ها را بر خود نزديك و آسان ساخته است.

حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته، همواره به ياد خدا بوده و اعمال نيكو، فراوان انجام داده است.

از چشمه گواراى حق سيراب گشته، چشمه‏ اى كه به آسانى به آن رسيد و از آن نوشيده سيراب گرديد.

راه هموار و راست قدم برداشته، پيراهن شهوات را از تن بيرون كرده، و جز يك غم، از تمام غم‏ ها خود را مى‏ رهاند، و از صف كور دلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد، كليد باز كننده درهاى هدايت شد و قفل درهاى گمراهى و خوارى گرديد…

، چنان به يقين و حقيقت رسيد كه گويى نور خورشيد بر او تابيد، در برابر خداوند خود را به گونه ‏اى تسليم كرد كه هر فرمان او را انجام مى‏ دهد و هر فرعى را به اصلش باز مى‏ گرداند.

چراغ تاريكى ‏ها، و روشنى بخش تيرگى‏ ها، كليد درهاى بسته و بر طرف كننده دشوارى ‏ها، و راهنماى گمراهان در بيابان‏ هاى سرگردانى است.

سخن مى ‏گويد، خوب مى‏ فهماند، سكوت كرده به سلامت مى ‏گذرد، براى خدا اعمال خويش را خالص كرده آن چنان كه خدا پذيرفته است، از گنجينه‏ هاى آيين خدا و اركان زمين است.

خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن كه هواى نفس را از دل بيرون رانده است، حق را مى‏شناساند و به آن عمل مى ‏كند. كار خيرى نيست مگر كه به آن قيام مى ‏كند، و در هيچ جا گمان خيرى نبرده جز آن كه به سوى آن شتافته.

اختيار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پيشواى خود قرار داده است، هر جا كه قرآن بار اندازد فرود آيد، و هر جا كه قرآن جاى گيرد مسكن گزيند.

ادامه دارد ….

 1 نظر
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

راهی به سوی آفتاب

راهی به سوی آفتاب

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم):مَن ماتَ وَلََم یَعرِف اِمامَ زَمانِه ماتَ میتَةََ الجاهِلیَه(هر کس بمیرد وحال آنکه امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است) کمال الدین وتمام النعه.ج2.ص409.ج9 کار فرهنگي همان چيزي است که حاضرم جانم را فدايش کنم....امام خامنه اي
  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • مهدوی
  • مناسبتهای نورانی
  • سخنی از بزرگان
  • دل نوشته
  • راز شادابی
  • راهی به سوی آفتاب
  • مهمانی آیه ها
  • نمونه ای از سربازان مولا
  • معرفت آفتاب
  • راههای شیطان
  • خانواده ورسانه
  • شهادت نامه
  • یادگاری از شهدا
  • طلبه
  • بیشتر بدانید
  • lمهمانی خدا
    • برگی از دعای روز
  • شرحی از خطبه حضرت زهرا(س)

اجزای مفید دیگر

حدیث


مترجم سایت

مترجم سایت


فال حافظ


وبلاگ-كد تاريخ هجري

جستجو

خبرنامه

آخرین نظرات

  • پشتیبانی کوثر بلاگ  
    • ₪ آموزش وبلاگ نویسی و پشتیبانی کوثر بلاگ ₪
    • فراخوان ها و مسابقات کوثر بلاگ
    در ده فکری که مومن قبل از خواب میکند
  • حسن رخشی در نرم افزار محاسبه اعمال
  • نرجس خاتون(س) شاهین شهر  
    • مدرسه علمیه نرجس خاتون شاهین شهر
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • رحیمی  
    • محدثه بروجرد
    در روزهای آخر مهمانی خدا
  • رحیمی  
    • محدثه بروجرد
    در روزهای آخر مهمانی خدا
  • *مهدی یار*  
    • *مهدی یار*
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • طلبه حقیر(حمیداوی)  
    • رهبر من ......!
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • عترت سادات خاموشی  
    • الغدير تهران
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • رعیت در دختران شعیب ،دختران پاکدامنی وحیا
  • زهرا در توصیه حاج شیخ رجبعلی خیاط(وختم من یتق الله..)
  • خادم الشهدا  
    • سالار تنها
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • اخبار مهدوی  
    • http://ahd-4.persianblog.ir>
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • گفته ها و ناگفته های یک طلبه  
    • گفته ها و ناگفته ها
    • طلبه
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • مدیریت استان مازندران  
    • مدیریت مازندران
    در راز جوان ماندن (کاملا علمی)
  • مرادی  
    • شمیم ولایت
    • نشریه الکترونیکی پاسداران ولایت
    در هشت دلیل کوتاه از دلایل کمک به سوریه
  • سامانه تبلیغی منبرنگار  
    • http://www.menbarnegar.ir>
    در هشت دلیل کوتاه از دلایل کمک به سوریه
  • خادم محمدرضابراتی ریزی در آشنایی با شهید حسین قجه ای
  • یادگاری  
    • یادگاری
    • عطر چفیه ها
    • وبلاگ حضرت زینب سلام الله علیها یزد
    در برای چه وارد حوزه علمیه شده اید؟
  • ربیع الانام  
    • « ربیع الانام »
    در حال وهوای حوزه مان
  • عزیزی در برای چه وارد حوزه علمیه شده اید؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس