من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری
10 مهر 1392 توسط طاها
خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه تصویر های آن روزها یکی را که از همه آن ها در ذهنش پر رنگ تر است. اینچنین روایت می کند:يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم… بیشتر »